خرید بک لینک
سریع می گذرن این روزها . روزهای خوب و گرم تابستون نود و پنچ که انگار از یه دام تنیده شده تازه رهایی پیدا کرده باشم و دوران نقاهتم هم تموم شده باشه . اون قدر سریع می گذرن که هر آخر هفته از خودم بپرسم مگه همین پریروز جمعه نبود ؟! بعد دو هفته و با اخطار جناب اینستاگرام توی ایمیلم ، رفتم سر بزنم به پست های دیگران . ثبت خاطرات ه همش . بعضی ها لوس و یه مشت چیزای خوشگل که چیده شده کنار هم برای عکس ، بوی خوبی نمی دن ، بعضی دیگه ساده اند و روح آدم رو شاد می کنه . انگار که تو هم حس کردی اون لحظه ی ثبت خاطره طرف چه حال خوش ِخالی از مصنوعی بودنی داشته .

هر کاری می کنم و هر چیز جدیدی که میاد وقت خوشی و ناخوشی و ثبت خاطره ها دلم اینجا و وبلاگ نویسی رو می خواد . مدتیه اینستاگرام رو از گوشیم پاک کردم که کم ثبت خاطره کنم . پاک کردم که وقت تولد خاطره ها ، از لحظه به لحظه اش لذت ببرم و فکرم پیش ثبتش چلوی چشم های کس دیگه ای نباشه . که هی با خودم کلنجار نرم نکنه کسی دلش لحظه ای بلرزه از خوشی یا حتی ناخوشی من ! ، پاک کردم که وقت لذت بردن بین کوچه پس کوچه های تجریش با عزیز ترینم ، وقت دور هم نشینی و دیدن جوجه های رفقا و شیطنت هاشون ، وقت کافه نشینی ه بعد از کلاس با لیلا و دلارام ، وقت خرید سیسمونی رفتن با خواهر و ذوق کردن ، وقت صبحانه های صبح جمعه دور از تهران و کنار مامان و بابا ، ... و هزار وقت دیگه گوشی به دست نباشم . به جاش یه جایی براشون باز کنم گوشه ی ذهنم و دور از چشم بقیه . هر از گاهی بشینم و نگاهشون کنم و لذت ببرم .

هنوز هم معتقدم ثبت خاطره ها برای خودت یه چیز دیگه است . نوشتن توی دفتری برای خودت و نه کسی . نه توی وبلاگ حتی !! ، یا نگه داشتن یه مشت خرده ریز توی جعبه ی چوبی که هیچ کس ندونه چرا باید برات یه پاک کن ، یه آینه ، یه گل سر ، یه شیشه عطر خالی و .. مهم باشه . اما خودت می دونی که ثبت خاطره است . دارم شبیه یه آدم سنتی ه پا به سن گذاشته می شم که وحشت دارم از تکنولوژی های جدید . می ترسم از وابسته شدن و حس نیاز به موجود بی جانی مثل تکنولوژی . می ترسم که نیازم باشه برای رفع دل تنگی پیغامی بدم توی تلگرام و نرم دم خونه اش و ببینمش ، که نیازم بشه خاطره هام رو با همه ی فالوور های غریبه و آشنا به اشتراک بذارم و لایک بخورم ، می ترسم ازینکه وقتی گوشی همراهم نیست یا اینترنت قطعه بی قرارم . نه وقتی تو نیستی ... تو دوری ... لایک نمی زنی برام ...

برچسب: نویسنده: آرین قاسمی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 20:10

صفحه بندی